۲ مطلب با موضوع «مقالات، نقدها، بررسی و تحلیل ها | articles» ثبت شده است

انگاره | Engare

💠 انگاره | Engare 💠

در این مقاله به سه موضوع پرداخته شده است:

🔸 آیا بازیهای ویدیوئی هنر محسوب می‌شوند؟ 🔸 اهمیت‌شان از لحاظ فرهنگی چیست؟

🔸 و در پایان : معرفی بازی ویدیوئی " انگاره "

🔹 بازی های ویدیوئی سال هاست که مخاطبان خود را سرگرم می‌کنند و روز به روز در حال پیشرفت هستند. از گرافیک و جلوه‌های بصری گرفته تا دیگر عناصر حائز اهمیت برای یک بازی ویدیوئی، همواره در حال بهبود اند. اما در این میان پرسشی جنجالی مطرح است. آیا بازی های ویدیوئی هنر محسوب می‌شوند؟

🔸 این موضوع مخالفان و موافقان بسیاری دارد. در ابتدا باید کمی به این اندیشه کنیم که اصلا خود هنر چیست. افلاطون هنر را زیبایی می‌دانست. و همینطور در تعریف زیبایی آمده است: هر آن چیزی است که آدمی را به خود جذب می‌کند و انسان خواهان تکرار دیدن یا شنیدن آن است. برعکس زشتی که انسان همواره به فکر دوری، دوبار نشنیدن، ندیدن و نبوئیدن آن است. اما این تعریف تمام ارزش های هنری یک اثر را به مخاطب خود واگذار می‌کند. اختلاف سلیقه و نظرات موجب این می‌شود که مخاطبان درک و تعریف متفاوتی از هنر نامیدن یک اثر داشته باشد.

🔹 تعاریف متعدد دیگری از هنر نیز وجود دارد. رابرت اینگرسل معتقد است هنر هر آن چیزی است که وسیله پالایش، والایی و اعتلای روح آدمی بشود.(1) یعنی چیزی را هنر می‌داند که حتما اثرگذاری مثبت در تعلیم ، تربیت، اخلاق و ... داشته باشد. اما باید به این توجه داشت که اخلاقیات و موضوعات اجتماعی در همه‌ی هنرها به یک اندازه ظاهر نمی‌شود. ارسطو پیرامون هنر معتقد است: هنر نسخه‌برداری از اصل طبیعت است و هر چه در طبیعت وجود دارد، می‌تواند در هنر هم مصداق داشته و ارزشمند باشد. تعریف دیگری وجود دارد که می‌گوید: هنر بیان احساس و عاطفه آدمی و برداشت او از زندگی و جهان هستی است. واسیلی کاندینسکی می‌گوید : «در هنر باید وجود ندارد، هنر آزاد است.» . جرج دیکی چیزی را هنر می‌نامد که دارای دو ویژگی "دست ساخته" بودن و "ارزش نهادن جامعه هنری به آن" ، باشد.

🔸 با توجه به نقطه نظرات متفاوت، باید گفت که بر سر هنر بودن یا نبودن بازیهای ویدیوئی، اختلافاتی وجود دارد. عده ای به دلیل اینکه چون بازیهای رایانه ای اهداف و دستاوردهایی برای مخاطب خود مشخص میکند، آن را هنر نمی نامند. برای بیان ادله آن دسته افرادی که بازی ویدیوئی را هنر می‌دانند، بگذارید برای نمونه دو هنر را تعریف کنم. نقاشی ( که طبق گفته ها اولین هنر است ) را اینگونه تعریف کرده اند: که آن هنر استفاده از خطوط و رنگ ها به گونه ای است که جلوه‌های بصری زیبا تولید کنند و مفاهیمی را برسانند. و یا ادبیات ( چهارمین هنر) را چنین گفته اند که: به آنگونه سخنانی گفته می‌شود که از حد سخنان عادی، برتر است و احساس غم و شادی و هیجان و ... به مخاطب خود می‌دهد.

🔹 البته قطعا تعاریف گسترده دیگری وجود دارد. اما اینجا پرسشی را مطرح میکنم. آیا بازیهای ویدیوئی از این دو عنصر هنر (ادبیات و نقاشی) بهره نمی برند؟ قطعا جواب بله است. بازیها مملو از جلوه‌ها ، موسیقی ها و ادبیات اند (دیالوگ ها و داستان ها). البته بازی ویدیوئی که پیرامون آن صحبت می‌شود هم بسیار مهم است و ممکن است در یک اثر به صورت متفاوت از این عناصر و عناصر دیگر استفاده شده باشد. گاه ادبیات، جلوه های بصری و موسیقی یک بازی چنان مارا به ذوق و شوق می آورند که شاید هیچ اثر هنری دیگری چنین توانایی را نداشته باشد. به عنوان نتیجه در این بخش بگویم که قصد ندارم یک یا چند بازی ویدیوئی را به عنوان اثر هنری تمام عیار معرفی کنم اما چیزی که مشخص است بازیها از عناصر هنری بهره می‌برند و این قابل کتمان نیست. حال اگر می‌خواهید بازیها را هنر بنامید یا خیر، به خودتان بستگی دارد.

🔸 موضوع مهم دیگر، تاثیری است که بازی‌ها از لحاظ فرهنگی در اجتماع باقی می‌گذارند. همانطور که تمام اثار هنری تاثیرات فرهنگی بسیاری در جوامع از خود باقی می‌گذارند، این نکته درباره بازی ها هم صدق میکند. البته میزان اهمیت و اثرگذاری بازیهای ویدیوئی نسبت به سایر عناصر فرهنگی قطعا جای بررسی و تحلیل دارد اما یک موضوع بسیار روشن و واضح است: "بازیها قطعا تاثیر گذارند" . همین به تنهایی برای اهمیت نهادن و حمایت از سازندگان داخلی جهت تولید اثرهای قوی و تاثیرگذار، کافی‌ست.

🔹 به تازگی یک اثر ویدیوئی را که تولید کشور خودمان است را خریداری کردم. نامش " انگاره " است. جوایز متعدد داخلی و بین المللی را هم دریافت کرده است. بسیار جای خوشحالی که است با نگاهی به این بازی میتوان دریافت که صنعت بازیسازی داخلی‌مان به جای تقلید از مدعیان و سردمداران این عرصه در نقاط مختلف جهان، به سمت خلاقیت و الگوگیری از عناصر فرهنگی خودمان (یعنی اسلامی و ایرانی) رفته است. گویی آرام آرام داریم فرم و شکل مناسب خودمان را دراین حوزه پیدا می‌کنیم. طراحی های هنری و جلوه‌های بصری این بازی حقیقتا چشم‌گیر است. مهدی بهرامی (سازنده بازی)، آن را یک اثر درباره "حرکت و هندسه" معرفی میکند و دقیقا همین دو موضوع ، هسته اصلی گیم پلی را تشکیل می‌دهند. در کنار نقش و نگارهای اسلامی و ایرانی بازی، موسیقی گوشنواز ایرانی را هم به آن اضافه کنید. موسیقی که فرم آن سنتی-تلفیقی است و درحین حل کردن معماهای بازی، احساس دلنشینی را به مخاطب منتقل می‌کند. حقیقتا این بازی را میتوان هنر نامید. چراکه عناصر هنری سرتاپای آن را فرا گرفته و با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند. البته هدفم در این متن نقد و بررسی بازی نیست چرا که نکات و نقاط مثبت و منفی را کارشناسان این حوزه بهتر شناسایی میکنند. اما به نظرم این اثر، گام خوبی در راستای معرفی فرهنگ ایرانی و اسلامی است. توصیه میکنم حتما تجربه‌ش کنید. برای حمایت از این کالا و صنعت ایرانی، آن را از سایت "هیولا" تهیه کنید.

وبسایت "هیولا"


پ.ن: اکثر منابع قابل توجه، به صورت hyperlink در خود متن اضافه شده اند.

پ.ن 2: متن قسمت اول مقاله، در پاسخ به پرسش "آیا بازی‌های ویدیوئی هنر محسوب می‌شوند؟" ، تا حدودی الهام گرفته شده و کوتاه شده‌ی این مقاله در وبسایت دیجیاتو به قلم مهرشاد مرادزاده است.


📚 منابع :

1- کتاب «هنر ناب، هنر اخلاق گرا»

📚 مطالعه بیشتر پیرامون نقد و بررسی بازی " انگاره " :

نقد و بررسی انگاره - پردیس گیم

بررسی بازی انگاره - زومجی

  • امیرعلی صادقی
  • پنجشنبه ۵ مهر ۹۷

انسان معلق ابن سینا | #برهان_انسان_معلق

💠"انسان معلق" ابن سینا💠

🔹بوعلی در کتاب شفاء و کتاب اشارات خود، به بیان این برهان پرداخته است. با کمی مقدمه شروع میکنیم. کار حواس چندگانه ما چیست؟ واضح‌ترین تعریف آن این است که این حواس اطلاعات را از محیط پیرامون می‌گیرند و به مغز می‌رسانند. کار مغز چیست؟ مغز این اطلاعات را، تجزیه و تحلیل می‌کند. حال چگونگی این تجزیه و تحلیل‌ها جای بحث دارد. خواندن، شنیدن، لمس کردن، دیدن و ... همگی از این قبیل دریافت ها هستند. خب این یعنی چه؟ به این‌ها علومی ‌می‌گویند که با واسطه برای ما حاصل می‌شوند، یعنی حصولی اند.

🔸حال در طرف دیگر ماجرا در اولین مرحله می‌خواهیم بدانیم اگر این حصول برای ما اتفاق نمی‌افتاد، آیا بازهم وجود و هستی خود را درمی‌یافتیم یا خیر؟ آیا انسان پرسش "من کیستم و چیستم؟" را از خود شروع می‌کند یا از پیرامون خود؟ آیا انسان بدون تجربه و دریافت این حصول، بازهم به وجود خود پی می بُرد؟به شهود و دریافت بدون واسطه، حضور (علم حضوری) می‌گوییم.

🔹حکیم ابن سینا در کتاب شفاء و اشارات،برای ما تصور و تصویری به نام "انسان معلق" را ترسیم می‌کند. فرض کنید انسانی را که در هوا معلق است. هوایی که نه گرم است و نه سرد! اندام های انسان نه به زمین برخورد می‌کند و نه انسان به چیزی آویز است. انگشت های او یکدیگر را لمس نمی‌کنند. تا به حال هیچ چیز نشنیده است و هیچ چیز ندیده است! برای این انسان لغات معنی ندارند.هیچ پیش فرضی از چیزی ندارد. یعنی بدون کوچکترین ارتباطی با محیط خارج و پیرامون خود. حال آیا این "انسان معلق"، وجود خود را در می یابد یا خیر؟

🔸"انسان معلق" با شهود و حضور، خود را دارد و خود را احساس می‌کند. اما هیچ‌گونه تصوری از خود ندارد که چیست و کیست و هرگونه تصور دیگری.یا اینکه اصلا آیا این پرسش ها می‌تواند در ذهن او نقش ببندد یا خیر. البته این فرض و تنبیه ابن سینا، خود تصوری حصولی در ذهن ما ایجاد می‌کند. اما همین تصور برای ما تنبهی ایجاد می‌کند تا حضور را بهتر درک کنیم و به شهود نزدیک بشویم.یعنی انسان بدون واسطه خود را درک می‌کند.این برهان برای اثبات نفس آدمی نیز استفاده شده است.

🔹پ.ن: در اینجا جمله معروف دکارت که می‌گوید " Cogito ergo sum" یا به بیانی دیگر " می‌اندیشم، پس هستم"، خود جالب توجه است که دکارت خود به این شهود عقلانی تکیه کرده است برای بنیان نهادن مکتب فلسفی‌ش. اما بازهم این پرسش می‌تواند مطرح شود که انسان چون می‌اندیشد، هست یا اینکه چون هست ،می‌اندیشد؟و یا به بیان دیگر اندیشه نشان از هستی است؟ یا هستی، نشان از اندیشه؟

  • امیرعلی صادقی
  • سه شنبه ۲۹ خرداد ۹۷
ساقیا از سر بنه این خواب را / آب ده این سینه‌ی پر تاب را

Instagram : @amiraliisadeghi
Twitter : @Philosadeghi
نویسندگان | Authors
پیوندها | Links