بلاگ اشــــراق | امیرعلی صادقی

ما هنوز در ادامه راه کربلا و شهیدان هستیم ... | فلسفه و حکمت | سیاست و تحلیل | اندیشه اسلامی


فاطمه فاطمه است!

نگاه اجمالی به کتاب فاطمه فاطمه است، برگرفته از سخنرانی دکتر علی شریعتی در حسینیه‌ ارشاد - سال 1349

{ شخصیت زن و حضرت فاطمه زهراء (س) در دیدگاه مرحوم دکتر علی شریعتی }



🔸 شناخت حضرت فاطمه (س) و بررسی ابعاد مختلف معنوی ، اجتماعی و عرفانی ایشان، آنهم با کنار هم قرار دادن چند جمله و چندین کلمه، نه تنها آسان نیست، بلکه تا حدودی ناممکن است. مرحوم دکترعلی شریعتی با ساعت ها سخنرانی در حسینیه ارشاد و بررسی های گسترده مدرنیته و زن امروز غربی، زن سنتی و در نهایت حضرت فاطمه (س)، سخن گفتن از فاطمه (س) را دشوار می‌داند. شریعتی که ما او را با سخنان بی‌پروا، جسورانه و واقع‌گرایانه می‌شناسیم، وقتی سخن از فاطمه (س) و ترسیم شخصیت این بانوی بزرگوار می‌شود، اینطور خود را ناتوان می‌خواند.

🔹 شریعتی کلامش پر از مصداق برای تفهیم مفاهیم به شنونده یا خواننده است و در قدم اول به ما نشان می‌دهد که جوامع نیازمند پویایی هستند و ما نمی‌توانیم با تفکرات کهنه و سنتی که گاها مبنای اسلامی هم ندارند، جامعه را از این تغییر بازداریم و یا آن را انکار کنیم. بلکه باید ابتداعا به آن اعتراف، سپس آن را به سمتی که می‌خواهیم هدایت کنیم تا خدایی ناکرده تغییرات غلط برما مسلط بشوند. و این نیاز به تغییر واقعیتی است که شدت آن هر روز بیشتر می‌شود. او روش و سنت پیامبر (ص) را برای ما ترسیم میکند. نه کلام و رفتار خاص پیامبر در مواجهه با رویدادی، بلکه روش رفتاری کلی پیامبر اسلام (ص) برای انقلاب در سنت‌های غلط و آلوده به جهل، در حین نگهداری از فرم و ظاهر سنت‌ها. یعنی انقلابی عمل کردن برای درونیات و نه ظاهرها (تا جای ممکن) و زدودن جهل ها.

🔸 سپس با بحث مدرنیته، تجددگرایی و چهره زن امروز غربی مواجهه هستیم که دنیای سرمایه‌داری و استعمار، با دست های مرموز، پنهان و در حین حال گاها معلوم، سعی دارد زن و شخصیت او را در دنیا و خصوصا امروزه، در جوامع اسلامی، به سمت تبدیل به یک موجود مصرف کننده کالای مدرن ببرد و در نهایت برده خویش سازد. زن امروز غرب، همان عکس العملی است از جاهلیت های قرون وسطا که نه تنها آزادی های اجتماعی، بلکه آزادی های معنوی او را سلب کرده بودند و این به صورت عقده به دلیل عدم واقع‌بینی در آن دوره، جمع شد و نتیجه ‌ش آنست که امروز شاهدش هستیم.

🔹 در گذشته ازداوج زن و مرد بنا بر دلایل مختلفی چون عامل جنسی، عامل عاطفی و عشق، پیوند اجتماعی و یا سنت شان، بود. امروز در جامعه‌ی بعد از بلوغ، چون آزادی جنسی در اختیارشان است، خودشان رو مقید و متعهد به یکدیگر نمی دانند. همین موجب تنهایی است. در سطح های مختلف اعمال غریضه کردند، و بعد به دنبال سایر غرایص مانند، حب به ذات، شهرت ، ثروت و ... میرود. امروز در غرب زن موقع احساس خطر و مرد موقع خستگی از غریضه جنسی، به سمت ازدواج میروند و در آغاز خستگی، خانواده تشکیل میشود و به جای اینکه در احساس و شدت و عشق و ایده آل، خانواده را تشکیل بدهند و بودنشان برای یکدیگر تپش ایجاد کند، همه چیز از قبل برایشان حل شده است و هیچ چیز برایشان تازگی ندارد. آیا اسم چنین چیزی را میتوان نظام خانواده گذاشت؟ وقتی که از لحاظ اقتصادی، عاطفی و همه چی از هم مستقل هستند و فضاهای بهتری برای وقت گذراندن دارند. وقتی اصالت برای اقتصاد ، تولید و مصرف گرایی است، زن به عنوان رویا ، پیوند تقدس دیده و تلقی نمیشود. بلکه کالای اقتصادی میشود. هنر هم براساس سفارش نظام سرمایه داری ذات خود را که زیبایی ، روح و احساس بود، به آن جنبه ی بازاری، زیربنای زندگی انسان به ظاهر آگاه و روشن امروز، رئالیستی بدهد و به مردم عرضه کند. حال همان هنر ، زن را به شکل یک بعدی برای تبلیغات، جلب نظرهای دیگران، ایجاد احساسات مصنوعی، کشتن احساسات و معنویات ظاهر کرد. اگر زن یک اسیر محروم در قرون وسطا بود، امروز مدرنیته آن را به شکل اسیر آزاد در آورده است!

🔸 اروپا و غرب خواستار تغییر جامعه‎ی شرقی و اسلامی است. چرا؟ برای غارت ما و برای سوار شدن به اندیشه ما و تسلیم ما. یعنی هم غارت مادی و هم معنوی! وقتی که نتوانستیم تاریخ غنی و پر افتخار معنویِ اسلامیِ خود را بنشناسیم، دین را سطحی و خرافی شناختیم، زندگی خود را زشت و منفور تصور کردیم ، تبدیل به یک ظرف خالی و آماده پذیرش و حتی نیازمند تفکرات استعماری شده‌ایم تا هرطور استعمار خواست، غارتش کند. یک بعدی و مصرف گرا بارش بیاورد. به او کالای فکری نمی دهد (معنویات حقیقی و صحیح) و کالای مادی میفروشد تا نظام سرمایه داریش غنی تر بشود. زن در کشورهای اسلامی به عنوان عامل بسیار بزرگی که میتوانست را سنت هارا، روابط اجتماعی، اخلاق را و ارزش های معنوی را زودتر از همه تغییر بدهد چرا که زیرا روح حساسی دارد و زودتر پذیرای تمدن جدید است و از طرفی گاها به دلیل تفکرات و سنت های غلط افراطی حتی از معنویات اسلامی، هم محروم است (بدین شکل که مردان میخواستد عصمت و تقوا و استقلال زنان را با دیوار و زنجیر حفظ کنند. و نگاهشان به زنان نه به عنوان یک انسان و شعور و پرورش بود و او را محروم از همه چیز کردند. حتی از اسلام و درس و دین و شناخت مذهب خودش. همینطور زن میبیند مرد به مجالس مختلف میرود، کسب تجارب میکند، تفریح میکند و ... اما مرد به او میگوید ناقص العقل است!). به نقل حضرت علی (ع) برای اینکه ظلم به وجود بیاید دو چیز لازم است : یکی ظالم و یکی ظلم پذیر! که هردو دارند به یکدیگر کمک میکنند.

🔹 این چنین میشود که آماده پذیرش هرگونه آزادی حقیری می‌شود. این عقده ها جمع میشود. اینکه به نقل شریعتی در سال 49، در تهران مصرف کالاهای آرایش و موسسات زیبایی پانصد برابر شده بود! جوان اقتضای تفکر تازه، سواد، فرهنگ، امکانات اجتماعی، اقتصاد جدید، روابط اجتماعی جدید را دارد و باید شرایطی ایجاد کرد که در جوامع اسلامی که باید تازگی وجود داشته باشد. وقتی بحث واقع بینی میشود یعنی آنطور که خودم میخواهم در جامعه‌ی اسلامی تغییر ایجاد کنم و تسلیم این همه تهاجمات تفکرات استعماری و سرمایه داری و نباشم. یک سری سنت ها که در قالب های جدید درآمده اند ، اشباع شده اند . خود زنان هستند که سرنوشت آینده خودشان را در کشور تعیین میکنند و آنچه تحمیل میکنند را نپذیرند.

🔸 شریعتی سیمای زنی را ترسیم میکند که به قول خودش ما هیچ نمی شناسیم. در بین اینهمه اشتباهات گذشته خودمان و کج‌فهمی ها، اینهمه تهاجمات غربی و تفکرات استعماری که عکس العمل گذشته معیوب خودشان است و در زیر تکرار ها و مدح ها و شعر ها، شخصیت واقعی ایشان مجهول مانده است. بزرگی فاطمه زهرا (س) نه تنها به دلیل فرزند پیامبر (ص) بودن، چرا که پیامبر اسلام (ص) فرزندان دختر دیگری داشته است. نه تنها به دلیل همسر علی (ع) بودن چرا که حضرت علی (ع) نیز همسران دیگر نیز داشته است. بلکه هم پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) به ایشان و شخصیت شان احترام بسیار جدی و از نوع خاصی می گذارند. در جامعه آن روز عرب که نگاه ها نسبت به زنان و دختران آنگونه جاهلانه بوده، پیامبر اسلام (ص) هر روز از کنار خانه حضرت فاطمه (س) رد می‌شود و به داخل خانه سلام میدهد. فرزندان حضرت علی (ع) از فاطمه (س) را میگویند بنی فاطمه و غیر از آن را میگویند بنی علی. اینها در تاریخ ما گوشه‌ای از ارزش این بانوی نمونه اسلام را نشان میدهند.

🔹 فاطمه (س) بزرگترین شخصیتی که با روح عظیم خودش، همراه و یار تنهایی ها و رنج های عظیم حضرت علی (ع) در تمام دوران هاست! فاطمه (س) بیش از هرکس خطر انحراف جامعه ی اسلامی را احساس کرد و جلوی آن به قدری محکم ایستاد، که علی (ع) تا فاطمه (س) زنده بود، نمیتوانست با کسانی که حق او را غصب کرده بودند، مماشات بکند. و به حضرت علی (ع) گفت که هرگز نگذار اینها حال مرا بپرسند و به دیدار من بیایند. برای اینکه وفات فاطمه (س) بعنوان دختر پیامبر (ص) ، وسیله تبلیغاتی چنین حکومتی قرار نگیرد. موقعی که بلافاصله حکومت تغییر کرد و کودتای انتخاباتی صورت گرفت و علی (ع) تنها ماند، تلاش های حضرت فاطمه (س) دقیقا نشان دهنده تیپ و شخصیت یک زن نمونه اسلامی است. ایشان در دل شب و در کوچه های مدینه، به درِ خانه های یکایک شخصیت های سیاسی موثر در آن انتخابات ظالمانه، می‌رود و خواهان بازپس گیری حق علی (ع) میشود. این رفتار شگفت انگیز فاطمه (س) است! از فاطمه (س) سخن گفتن خیلی دشوار است. اینهمه فضیلت و رشادت و شجاعت را نام بردن باز هم کفایت ذره ای از جنبه های معنوی ایشان را نمیکند. و این جمله ی پایانی معروف شریعتی است که میگوید:

نمی‌دانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟ خواستم از "بوسوئه" تقلید کنم، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی، از "مریم" سخن می‌گفت. گفت، هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده‌اند. هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملتها در شرق و غرب، ارزشهای مریم را بیان کرده‌اند. هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان، در ستایش مریم همه ذوق و قدرت خلاقه‌شان را بکار گرفته‌اند. هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان، چهره نگاران، پیکره سازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندیهای اعجازگر کرده‌اند. اما مجموعه گفته‌ها و اندیشه‌ها و کوشش‌ها و هنرمندی‌های همه در طول این قرنهای بسیار، به اندازه این یک کلمه نتوانسته‌اند عظمت‌های مریم را باز گویند که:

"مریم مادر عیسی است". 
و من خواستم با چنین شیوه‌ای از فاطمه بگویم، باز درماندم
خواستم بگویم: فاطمه دختر خدیجه بزرگ است دیدم که فاطمه نیست. 
خواستم بگویم که: فاطمه دختر محمد (ص) است دیدم که فاطمه نیست. 
خواستم بگویم که: فاطمه همسر علی است دیدم که فاطمه نیست. 
خواستم بگویم که: فاطمه مادر حسنین است. دیدم که فاطمه نیست. 
خواستم بگویم که: فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست. 
نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست. 
فاطمه، فاطمه است...

تصویر از هادی حیدری - 95/3

عرض تسلیت بابت فرارسیدن ایام فاطمیه

بسم الله الرحمن الرحیم

فرارسیدن ایام سوگواری و شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)، این بانوی تمام قدر و عظیم الشان اسلام را تسلیت عرض می‌کنم. ان شاءالله به زودی در همین راستا ویژه نامه‌ای که درحال تهیه است، منتشر خواهد شد.

و من الله التوفیق

ساقیا از سر بنه این خواب را / آب ده این سینه‌ی پر تاب را

instagram : @asadeghi_ir
Twitter : @Sadeghi_ir
Designed By Erfan Powered by Bayan