بلاگ اشــــراق | امیرعلی صادقی

ما هنوز در ادامه راه کربلا و شهیدان هستیم ... | فلسفه و حکمت | سیاست و تحلیل | اندیشه اسلامی


انگاره | Engare

💠 انگاره | Engare 💠

در این مقاله به سه موضوع پرداخته شده است:

🔸 آیا بازیهای ویدیوئی هنر محسوب می‌شوند؟ 🔸 اهمیت‌شان از لحاظ فرهنگی چیست؟

🔸 و در پایان : معرفی بازی ویدیوئی " انگاره "

🔹 بازی های ویدیوئی سال هاست که مخاطبان خود را سرگرم می‌کنند و روز به روز در حال پیشرفت هستند. از گرافیک و جلوه‌های بصری گرفته تا دیگر عناصر حائز اهمیت برای یک بازی ویدیوئی، همواره در حال بهبود اند. اما در این میان پرسشی جنجالی مطرح است. آیا بازی های ویدیوئی هنر محسوب می‌شوند؟

🔸 این موضوع مخالفان و موافقان بسیاری دارد. در ابتدا باید کمی به این اندیشه کنیم که اصلا خود هنر چیست. افلاطون هنر را زیبایی می‌دانست. و همینطور در تعریف زیبایی آمده است: هر آن چیزی است که آدمی را به خود جذب می‌کند و انسان خواهان تکرار دیدن یا شنیدن آن است. برعکس زشتی که انسان همواره به فکر دوری، دوبار نشنیدن، ندیدن و نبوئیدن آن است. اما این تعریف تمام ارزش های هنری یک اثر را به مخاطب خود واگذار می‌کند. اختلاف سلیقه و نظرات موجب این می‌شود که مخاطبان درک و تعریف متفاوتی از هنر نامیدن یک اثر داشته باشد.

🔹 تعاریف متعدد دیگری از هنر نیز وجود دارد. رابرت اینگرسل معتقد است هنر هر آن چیزی است که وسیله پالایش، والایی و اعتلای روح آدمی بشود.(1) یعنی چیزی را هنر می‌داند که حتما اثرگذاری مثبت در تعلیم ، تربیت، اخلاق و ... داشته باشد. اما باید به این توجه داشت که اخلاقیات و موضوعات اجتماعی در همه‌ی هنرها به یک اندازه ظاهر نمی‌شود. ارسطو پیرامون هنر معتقد است: هنر نسخه‌برداری از اصل طبیعت است و هر چه در طبیعت وجود دارد، می‌تواند در هنر هم مصداق داشته و ارزشمند باشد. تعریف دیگری وجود دارد که می‌گوید: هنر بیان احساس و عاطفه آدمی و برداشت او از زندگی و جهان هستی است. واسیلی کاندینسکی می‌گوید : «در هنر باید وجود ندارد، هنر آزاد است.» . جرج دیکی چیزی را هنر می‌نامد که دارای دو ویژگی "دست ساخته" بودن و "ارزش نهادن جامعه هنری به آن" ، باشد.

🔸 با توجه به نقطه نظرات متفاوت، باید گفت که بر سر هنر بودن یا نبودن بازیهای ویدیوئی، اختلافاتی وجود دارد. عده ای به دلیل اینکه چون بازیهای رایانه ای اهداف و دستاوردهایی برای مخاطب خود مشخص میکند، آن را هنر نمی نامند. برای بیان ادله آن دسته افرادی که بازی ویدیوئی را هنر می‌دانند، بگذارید برای نمونه دو هنر را تعریف کنم. نقاشی ( که طبق گفته ها اولین هنر است ) را اینگونه تعریف کرده اند: که آن هنر استفاده از خطوط و رنگ ها به گونه ای است که جلوه‌های بصری زیبا تولید کنند و مفاهیمی را برسانند. و یا ادبیات ( چهارمین هنر) را چنین گفته اند که: به آنگونه سخنانی گفته می‌شود که از حد سخنان عادی، برتر است و احساس غم و شادی و هیجان و ... به مخاطب خود می‌دهد.

🔹 البته قطعا تعاریف گسترده دیگری وجود دارد. اما اینجا پرسشی را مطرح میکنم. آیا بازیهای ویدیوئی از این دو عنصر هنر (ادبیات و نقاشی) بهره نمی برند؟ قطعا جواب بله است. بازیها مملو از جلوه‌ها ، موسیقی ها و ادبیات اند (دیالوگ ها و داستان ها). البته بازی ویدیوئی که پیرامون آن صحبت می‌شود هم بسیار مهم است و ممکن است در یک اثر به صورت متفاوت از این عناصر و عناصر دیگر استفاده شده باشد. گاه ادبیات، جلوه های بصری و موسیقی یک بازی چنان مارا به ذوق و شوق می آورند که شاید هیچ اثر هنری دیگری چنین توانایی را نداشته باشد. به عنوان نتیجه در این بخش بگویم که قصد ندارم یک یا چند بازی ویدیوئی را به عنوان اثر هنری تمام عیار معرفی کنم اما چیزی که مشخص است بازیها از عناصر هنری بهره می‌برند و این قابل کتمان نیست. حال اگر می‌خواهید بازیها را هنر بنامید یا خیر، به خودتان بستگی دارد.

🔸 موضوع مهم دیگر، تاثیری است که بازی‌ها از لحاظ فرهنگی در اجتماع باقی می‌گذارند. همانطور که تمام اثار هنری تاثیرات فرهنگی بسیاری در جوامع از خود باقی می‌گذارند، این نکته درباره بازی ها هم صدق میکند. البته میزان اهمیت و اثرگذاری بازیهای ویدیوئی نسبت به سایر عناصر فرهنگی قطعا جای بررسی و تحلیل دارد اما یک موضوع بسیار روشن و واضح است: "بازیها قطعا تاثیر گذارند" . همین به تنهایی برای اهمیت نهادن و حمایت از سازندگان داخلی جهت تولید اثرهای قوی و تاثیرگذار، کافی‌ست.

🔹 به تازگی یک اثر ویدیوئی را که تولید کشور خودمان است را خریداری کردم. نامش " انگاره " است. جوایز متعدد داخلی و بین المللی را هم دریافت کرده است. بسیار جای خوشحالی که است با نگاهی به این بازی میتوان دریافت که صنعت بازیسازی داخلی‌مان به جای تقلید از مدعیان و سردمداران این عرصه در نقاط مختلف جهان، به سمت خلاقیت و الگوگیری از عناصر فرهنگی خودمان (یعنی اسلامی و ایرانی) رفته است. گویی آرام آرام داریم فرم و شکل مناسب خودمان را دراین حوزه پیدا می‌کنیم. طراحی های هنری و جلوه‌های بصری این بازی حقیقتا چشم‌گیر است. مهدی بهرامی (سازنده بازی)، آن را یک اثر درباره "حرکت و هندسه" معرفی میکند و دقیقا همین دو موضوع ، هسته اصلی گیم پلی را تشکیل می‌دهند. در کنار نقش و نگارهای اسلامی و ایرانی بازی، موسیقی گوشنواز ایرانی را هم به آن اضافه کنید. موسیقی که فرم آن سنتی-تلفیقی است و درحین حل کردن معماهای بازی، احساس دلنشینی را به مخاطب منتقل می‌کند. حقیقتا این بازی را میتوان هنر نامید. چراکه عناصر هنری سرتاپای آن را فرا گرفته و با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند. البته هدفم در این متن نقد و بررسی بازی نیست چرا که نکات و نقاط مثبت و منفی را کارشناسان این حوزه بهتر شناسایی میکنند. اما به نظرم این اثر، گام خوبی در راستای معرفی فرهنگ ایرانی و اسلامی است. توصیه میکنم حتما تجربه‌ش کنید. برای حمایت از این کالا و صنعت ایرانی، آن را از سایت "هیولا" تهیه کنید.

وبسایت "هیولا"


پ.ن: اکثر منابع قابل توجه، به صورت hyperlink در خود متن اضافه شده اند.

پ.ن 2: متن قسمت اول مقاله، در پاسخ به پرسش "آیا بازی‌های ویدیوئی هنر محسوب می‌شوند؟" ، تا حدودی الهام گرفته شده و کوتاه شده‌ی این مقاله در وبسایت دیجیاتو به قلم مهرشاد مرادزاده است.


📚 منابع :

1- کتاب «هنر ناب، هنر اخلاق گرا»

📚 مطالعه بیشتر پیرامون نقد و بررسی بازی " انگاره " :

نقد و بررسی انگاره - پردیس گیم

بررسی بازی انگاره - زومجی


نگاهی کوتاه به "بیگانه" اثر آلبر کامو | L'Étranger


نگاهی کوتاه به "بیگانه" اثر آلبر کامو | L'Étranger By albert camus 📙

🔹 "بیگانه" اثر آلبر کامو را خواندم. با وجود حجم اندکش،کمی بیش از حد انتظار خواندنش طول کشید. کتابی که بنظرم در محافل روشنفکرانه‌ی امروزی ما جایگاه خاصی دارد. کافی‌ست وارد یک کافه شوید، با جمعی از نواندیشان بنشینید و اندکی از کامو و توصیفات کتابش حرف بزنید، تا ببینید چگونه شمارا تشویق می‌کنند و مجذوب شما شده اند. حال این که اصلا او را چقدر می‌شناسند، خدا داند! نیازی نیست که با عمیق ترین مفاهیم فلسفی و روانشناختی آشنا باشید تا متون این کتاب را درک کنید و یا به جایگاه آن و نویسنده‌ش پی ببرید. او این کتاب را زمانی نوشت که کشورش، یعنی الجزایر، درگیر تضادهای فرهنگیِ غربی و عربی بود. زمانی که الجزایر، هنوز مستعمره‌ی فرانسه بود و افکار نواندیشانه‌ی غربی، سنّت و فرهنگ عربی را گوشمالی میداد. کامو در چنین جامعه و اجتماعی رشد یافته بود. حال که کشور عزیز خود ما هم در برهه ای حساس (از نظر تقابلات سنت و مدرنیته) و نه چندان بی شباهت با دوران کامو قرار دارد، شاید احساس ارتباط میان جوانان امروزی و توصیفات او، خیلی هم عجیب نباشد. شناخت کامل شخصیت و گرایشات "کامو" نیازمند به مطالعه‌ی بیشتر آثار و رفتار او دارد. در "بیگانه" با کمی دقت قابل تشخیص است که این رمان، درد و دل شخصی اوست. یعنی اجتماعی که او در آن رشد پیدا کرده و تصورات و اندیشه‌ هایی که با آن درگیر است. در حقیقت ما بخشی از وجود آلبر کامو را می‌خوانیم.

🔸 با اینکه شخصیت اصلی کتاب، یعنی مورسو، در بسیاری از مواقع رک و راحت حرف می‌زند، قضاوت درباره ی او کمی دشوار است. چرا که شخصیتش مملو از تضادهایی است که در طول داستان به چشم می‎خورد. به راستی که شخصیت عجیبی ست. شاید در لحن بی تفاوتش، جملاتش گاها منطقی بنظر برسد، اما عمیقا او اینگونه نیست. با اینکه در ظاهر، رفتارش با دیگران این را نشان نمی‌داد اما در درونش همیشه غوغایی بود. البته نه غوغایی ناشی از تحولات مثبت و شوق نسبت به زندگی. اتفاقا او در طول داستان کاملا شخصیتی پوچ‌گرا و بی هدف است. بلکه غوغایی به خاطر تفکرات پریشان و متضاد. اصلا خود کامو پیرو مکتب سورن کییرکگور یعنی اگزیستانسیالیسم بود و گویی با نیهیلیسم خو دوستانه گرفته بود. کتاب او حقیقتا خیلی هم عمیق نیست. بلکه تلاشی است برای نشان دادن همان تضادهای درونیش که پاسخی برای آنها پیدا نکرده بود.

🔹 صداقت کلام شخصیت مورسو و اعتقاد عملی‌ش به بعضی از مسائل اخلاقی، قابل تقدیر است. یعنی هرآنچه که به ذهن او خطور می‌کرد، صادقانه می‌گفت. اما در حین حال غرور، تعصب و لجبازی در او دیده می‌شد. این موضوع آنجایی جالب تر می‌شود که این شخصیت اصلا هدفی در زندگی ندارد و به هیچگونه اعتقادات مذهبی معتقد نیست اما عمیقا اخلاق را دوست دارد و بارها به آن اشاره می‌کند. در طول کتاب به صورت ناخودآگاه بعضی از مسائل فطری را بیان می‌کند و برای خوب و بد ارزش قائل است. مثلا دوست ندارد که او را (به دلیل جرمش) گناهکار خطاب کنند و خود را بی‌گناه میداند. یا از مسائلی همچون عدل و عدالت صحبت می‌کند که ناشی از اعتقاد عمیق او به این موضوع است. چیزی که به راحتی می‌توان دریافت این بود که او به راستی "بیگانه" است. بیگانه نسبت به رفتارهای مردم و جامعه که دلیل آن رفتارها را بعضا متوجه نمیشد و غیرعادی می‌خواندشان. البته احساس میکنم او شخصیتی تنبل است. گاها هم بی‌حوصله. طبیعی هم بنظر می‌رسد. انسانی که زندگی را بی‌هدف دنبال می‌کند و به آفریدگاری اعتقاد ندارد، چرا باید مدام در تکاپو باشد و به زندگی ارج بدهد؟ هرگز دنبال تکمیل مبانی اعتقادی خود نمی‌رود و زود قضاوت می‌کند. جالب اینجاست که همین شخصیت در اواخر داستان، بسیار بابت مجازات سنگینش، به تکاپوی درونی می‌افتد و با اینکه می‌گوید " فرقی نمی‌کند انسان بیست سال زندگی کند یا هفتاد سال " و سرانجام همگان را نابودی می‌خواند، اما با فکر به مرگ، روحیه‌ش بسیار پریشان‌ حال می‌شود و به فکر فرجام خویشتن است. گرچه به صورت شگفت انگیز و تعجب آوری، در آخر کتاب از عاقبت خود احساس خوشبختی و رضایت می‌کند!

🔸 نمیدانم مشکل از ترجمه‌ی کتاب بود یا خود نویسنده. ترجمه های مشهور تری از نسخه‌ای که من خواندم هم وجود داشت اما به هرحال گاها توصیفات کتاب عجیب بنظر می‌رسید. یعنی هرچقدر هم در هزارتوی اندیشه فرو بروی، بازهم بعضی از توصیفات را نمی توانستی درک کنی و آن را در ذهن متصور بشوی. شاید این هم یکی از دیگر دلایل "بیگانه" بودن این فرد است. نمی‌خواهم بگویم این کتاب، کتاب خوبی نیست یا ارزش خواندن ندارد. چه بسا اندکی با مسائلی که مطرح می‌کند، ذهن مارا برای دوباره اندیشیدن بعضی از اعتقادات تحریک کند، اما نه آنقدر فلسفه قوی، عمیق‌ و مستدلی دارد که بتوان به خاطرش سبک زندگی و اندیشه را تغییر داد. و نه چهارچوب منظم فکری که بتوان به آن تکیه کرد. شاید نهایتا برای برخی از افراد که اینگونه زندگی می‌کنند، احساسات مشترک و خوشآیندی به وجود بیاورد که بنظرشان نویسنده‌ای درونیات آنها را خوب به تصویر کشیده. اگر عمری بود و قسمت شد، بعدها نقد مفصل‌تری خواهم نوشت.


"الفِ" اقتصاد، "میمِ" مقاومتی | مروری کوتاه بر موضوع اقتصاد مقاومتی

💠 "الفِ" اقتصاد، "میمِ" مقاومتی 💠

🔹 با کمی مقدمه آغاز می‌کنم. همگی‌مان در طول شبانه روز، با مسائل اقتصادی سر و کار داریم. از مغازه خوراکی می‌خریم، نیازهای اولیه مان را تهیه می‌کنیم، ممکن است گاهی وسیله نقلیه، مسکن و ... اجاره کنیم یا بخریم و یا حتی به صورت مستقیم خودمان فروشنده کالا یا خدماتی هستیم. اینها همگی بخشی از سیستم اقتصاد که البته به عنوان "اقتصاد خرد"" مطرح می‌شوند.

🔸 در طرف دیگر ماجرا "اقتصاد کلان" قرار دارد که وظیفه آن تحلیل گسترده‌ی موضوعاتی همچون نرخ تورم، بیکاری، میزان رشد یا افت اقتصادی و سیاست های پولی و مالی است. خیلی خب، حالا چه کسانی و چه ارگان هایی باید این اقتصاد کلان را مدیریت و سیاست های آن را هدایت کنند؟ بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی از مهم ترین آنها می‌باشند. مثلا با توجه به عرضه‌ی فروشندگان (کالا یا خدمات) و تقاضای مشتریان، کنترل بازار را در دست داشته باشند و اقتصاد کشور را به حد تعالی خود برسانند. حد تعالی اقتصادی چیست؟ یعنی آنکه سرمایه و قدرت خرید ملت هر روز روند افزایشی داشته باشد و به قولی سفره و جیب مردم، بزرگ تر بشود و از طرفی با توجه به آرمان های انقلاب ما، بحث عدالت و اختلاف طبقاتی، کاهش پیدا کند. این یعنی حرکت به سمت یک اقتصاد مطلوب. اصلا وظیفه‌ی این نهادها همین است. اما چرا امروز وضعیت دیگری داریم؟


انسان معلق ابن سینا | #برهان_انسان_معلق

💠"انسان معلق" ابن سینا💠

🔹بوعلی در کتاب شفاء و کتاب اشارات خود، به بیان این برهان پرداخته است. با کمی مقدمه شروع میکنیم. کار حواس چندگانه ما چیست؟ واضح‌ترین تعریف آن این است که این حواس اطلاعات را از محیط پیرامون می‌گیرند و به مغز می‌رسانند. کار مغز چیست؟ مغز این اطلاعات را، تجزیه و تحلیل می‌کند. حال چگونگی این تجزیه و تحلیل‌ها جای بحث دارد. خواندن، شنیدن، لمس کردن، دیدن و ... همگی از این قبیل دریافت ها هستند. خب این یعنی چه؟ به این‌ها علومی ‌می‌گویند که با واسطه برای ما حاصل می‌شوند، یعنی حصولی اند.

🔸حال در طرف دیگر ماجرا در اولین مرحله می‌خواهیم بدانیم اگر این حصول برای ما اتفاق نمی‌افتاد، آیا بازهم وجود و هستی خود را درمی‌یافتیم یا خیر؟ آیا انسان پرسش "من کیستم و چیستم؟" را از خود شروع می‌کند یا از پیرامون خود؟ آیا انسان بدون تجربه و دریافت این حصول، بازهم به وجود خود پی می بُرد؟به شهود و دریافت بدون واسطه، حضور (علم حضوری) می‌گوییم.

🔹حکیم ابن سینا در کتاب شفاء و اشارات،برای ما تصور و تصویری به نام "انسان معلق" را ترسیم می‌کند. فرض کنید انسانی را که در هوا معلق است. هوایی که نه گرم است و نه سرد! اندام های انسان نه به زمین برخورد می‌کند و نه انسان به چیزی آویز است. انگشت های او یکدیگر را لمس نمی‌کنند. تا به حال هیچ چیز نشنیده است و هیچ چیز ندیده است! برای این انسان لغات معنی ندارند.هیچ پیش فرضی از چیزی ندارد. یعنی بدون کوچکترین ارتباطی با محیط خارج و پیرامون خود. حال آیا این "انسان معلق"، وجود خود را در می یابد یا خیر؟

🔸"انسان معلق" با شهود و حضور، خود را دارد و خود را احساس می‌کند. اما هیچ‌گونه تصوری از خود ندارد که چیست و کیست و هرگونه تصور دیگری.یا اینکه اصلا آیا این پرسش ها می‌تواند در ذهن او نقش ببندد یا خیر. البته این فرض و تنبیه ابن سینا، خود تصوری حصولی در ذهن ما ایجاد می‌کند. اما همین تصور برای ما تنبهی ایجاد می‌کند تا حضور را بهتر درک کنیم و به شهود نزدیک بشویم.یعنی انسان بدون واسطه خود را درک می‌کند.این برهان برای اثبات نفس آدمی نیز استفاده شده است.

🔹پ.ن: در اینجا جمله معروف دکارت که می‌گوید " Cogito ergo sum" یا به بیانی دیگر " می‌اندیشم، پس هستم"، خود جالب توجه است که دکارت خود به این شهود عقلانی تکیه کرده است برای بنیان نهادن مکتب فلسفی‌ش. اما بازهم این پرسش می‌تواند مطرح شود که انسان چون می‌اندیشد، هست یا اینکه چون هست ،می‌اندیشد؟و یا به بیان دیگر اندیشه نشان از هستی است؟ یا هستی، نشان از اندیشه؟


بـررسی اهمّیت روز قدس و مسئله "فلسطین" | #القدس_لنا

بررسی اهمیت روز قدس و مسئله فلسطین

«بسم الله الرحمن الرحیم»

🕌 بـررسی اهمّیت روز قدس و مسئله "فلسطین" 🕌

✒️ به قلم: امیرعلی صادقی

🔹همه‌ی انسان‌ها به صورت طبیعی و بالذات، هنگامی که مفاهیمی همچون "ظلم" و "ناعدالتی" به گوششان می‌رسد، احساس نارضایتی و ناراحتی می‌کنند. کیست که هنگام دیدن صحنه کتک خوردن کودکی بدست انسان قصیب القلبی، خشمگین نشود؟ اصلا چرا از ظلم به او خشمگین می‌شویم؟ یا که از کجا می‌فهمیم که به او ظلمی شده؟ چون می‌دانیم کودک ناتوان است. کودک توانایی دفاع از خودش را ندارد. اینجاست که به او می‌گوییم مظلوم! اما همین کودک ذاتاٌ دوست ندارد مظلوم واقع بشود. اگر در شرایطی برابر از لحاظ جسمانی با آن مرد قرار داشت، احتمالا با او مبارزه می‌کرد تا "حق" خود را بدست آورد. این یعنی خواهان "حق و حقوق" خود است! حالا اینکه حق چیست و چگونه می‌توان به درستی آن را تعیین و مشخص کرد، خودش بحث دیگری است.
🔸و بحث نمادها! در دنیای امروز ما نمادها، اهمیت بسیار دارند. البته نه فقط نمادهایی که در قالب شکل های هندسی هستند. بعضی نمادها در قالب یک رویداد، یک اتفاق و یک حادثه هستند.مثل همایش ها و راهپیمایی ها. حالا کار نمادها چیست اصلا؟ ابتدایی ترین کارشان، انتقال مفاهیم است. یعنی حامل و ناقل معنایی‌ست. موضوع به اینجا ختم نمی‌شود و بحث فقط انتقال پیام نیست. بلکه بعضا در لایه‌ی زیرین آن، اتفاقات دیگری هم در جریان است. از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و خصوصا سیاسی، حرکت‌های نمادین مانند راهپیمایی ها، تاثیراتی دارند که بسیار مهم هستند. چه بسا تاثیرات جهانی و بین المللی هم داشته باشند. روز قدس هم از همین دسته مسائل است.
🔹حال با گذر از این مقدمات، برسیم پرسش هایی اصلی که باید پاسخ داده بشوند. مثلا آنکه روز قدس چه روزی است و اصلا اهمیت آن در چیست؟ چرا اینهمه برآن تاکید می‌شود؟ آیا فقط نماد چیزی است یا اینکه تاثیرات عملی هم دارد؟ اصلا آیا مفهومی دارد و اگر دارد، چه مفهومی را می‌رساند که حائز اهمیت است؟ مبتکر و مبدع این روز و رویداد کیست؟ و بعد هم، سیر تاریخی سرزمین فلسطین و اینکه تا به امروز این سیر چگونه بوده است؟ ایدئولوژی و مواضع اسلام در چنین مسائل و مواقعی چیست؟ چرا این سرزمین نقطه‌ی استراژیکی است و اینقدر از لحاظ ژئوپلیتیکی دارای اهمیت است؟ نقل‌های بزرگان ما پیرامون فلسطین و مسئله آن، چگونه است؟

تحلیلی بر موضوع #تلگرام و پیام رسان‌های داخلی | Review on #Telegram and internal Messengers


📊📑 متن زیر، تحلیلی است بر تلگرام، فیلترینگ و چرایی های آن و همچنین موضوع پیام رسان‌های داخلی توسط اینجانب:


سلام و وقت بخیر

انتظار میره از فعالین عزیز، پیرامون مسائل گوناگون، بحث های کارشناسی عمیقی داشته باشند.و نه سطحی و گذرا. چرا که این مسائل جدای از اهمیت‌شان، در تصمیم گیری های ما و افراد تحت شعاع تاثیرگذار است.مبحث تلگرام، فیلترینگ و چرایی آن، و پیام رسان های داخلی هم از این قبیل است و باید بصورت دقیق مورد بحث قرار بگیرد.

ببینید، تلگرام را باید از چندین منظر نگاه و بررسی کرد:

۱- اطلاعاتی و امنیتی

۲- اقتصادی و اجتماعی

۳- حقوقی و قانونی


🔺 قبل از بررسی باید این نکته مورد توجه قرار بگیرد که کشور ما از لحاظ سیاسی و مواضع، در جایگاه بسیار حساسی قرار دارد و همین موضوع موجب میشود که تصمیم گیری های ما دقیق تر و کارشناسی تر باشد.

🔹 ابتداعا پیرامون فیلترینگ تلگرام، دلیل تقابل در دستگاه های مختلف کشور (شورای فضای مجازی و دولت، قوه قضاییه و...) باید مورد بررسی قرار داد. عمده دلیل این تقابل تفاوت نوع دیدگاه هاست. دستگاه های امنیتی و قطعا قوه قضاییه دیدگاه کاملا امنیتی-اطلاعاتی و حقوقی به این موضوع دارند. از طرفی دولت که نیمی از شورای فضای مجازی را هم تشکیل می دهند، کاملا مشخص است دیدگاه اقتصادی دارند. همچنین دولت خود را تحت فشار میبیند و سعی دارد از خواسته های مردم جدای از صحیح یا غلط بودن آن، به هرنحوی دفاع کند.

اما کارشناسان وظیفه دارند نگاه واقع بینانه و موشکافانه به این موضوع داشته باشند.


۱- امنیتی و اطلاعاتی

🔸 قطعا هرشخصی که ذره ای دانش سیاسی و روابط بین الملل دنیای امروز را داشته باشد، متوجه خواهد شد که مفاهیمی همچون صلح و تفکرات روشنفکرانه ی دیگر در آن جای ندارد. بلکه این موضوعات پوسته ظاهری هستند و بعد از شکاف این پوسته، قدرت، امکانات دفاعی،  امپراطوری رسانه ها و اینگونه موضوعات هستند که جایگاه شمارو در دنیا مشخص میکند.


🔹 ایران هم از این موضوع جدا نیست و بنابر مواضع (که در این گفتار بحث آن نمی گنجد) دوستان و دشمنانی دارد. قطعا داشتن اطلاعات از رقبا و حفظ امنیت داخلی برای همه کشور ها در راس موضوعات است. 


🔸 گفته نمی شود که بطور قطع تلگرام ارتباط مستقیمی با سایر کشورهای دشمن دارد اما جایگاه سرور های این پیام رسان، مواضع مدیر کنونی آن و بعضا اطلاعات بدست آمده حاکی از آن است که امنیت اطلاعات ۴۵ میلیون ایرانی در خطر است. از طرفی فن مطالعات روی داده های جامعه و مردم یک کشور و حمله های رسانه ای، اعتقادی به آن و شناخت نیازهای مردم برای استفاده آن توسط دشمن قابل انکار نیست. (موضوعات قابل اشاره: ناآرامی های دیماه،  فعالیت های بی محابای معاندان امثال ری استارت، حملات تروریستی مرقد امام و مجلس ...)


۲- مباحث اقتصادی و اجتماعی

🔹 قطعا این مردم هستند که پیام رسان و فضای مورد علاقه خود برای فعالیت های مختلف گروهی و اقتصادی انتخاب میکنند و تحمیل کردن آن امری ست نه تنها نامعقول بلکه ناممکن است. تلگرام بستری خوبی بود برای فعالیت های گروهی، انواع گفتمان ها و شفاف سازی ها و آگاهی ها.


🔸 همچنین فعالیت های اقتصادی شکل گرفته در آن، قطعا موجب افزایش اشتغال مجازی و درآمدزایی شده بوده که امری مثبت است. و حتی فیلترینگ آن تبعات منفی روی اعتماد میان مردم نسبت به حکومت و بالا رفتن نارضایتی خواهد داشت. اما باید دید آیا در مقایسه با مواضع سیاسی و مباحث امنیتی- اطلاعاتی و اهمیت آن، میتوان به همین ویژگی های مثبت دلخوش کرد و چشم را نسبت به تهدیدات بست.(فرض کنید چندین میلیون شغل مجازی در فضایی که هیچگونه مدیریتی برآن نداریم ایجاد شود.حال با کوچکترین تهدیدی برای این فضای خارجی ما، مارا دچار بحرانی هرچند اندک میکند) 

🔹 همچنین بحث ارزی تلگرام که از قبیل مسائل اقتصادی است و نیازمند بررسی دقیق کارشناسی اقتصادی می باشد.


۳- حقوقی و قانونی

🔹 متاسفانه در دنیای امروز تمام هجمه ها به گونه ای روی کشور ما نشانه رفته است که مارا کشوری فاقد آزادی بیان، آزادی رسانه ها و عدم شفافیف و سایر مشکلات از این قبیل نشان میدهد.


🔸 در صورتی که در سند چشم انداز رهبر فرزانه انقلاب، اگر مشاهده کنید یکی از موضوعات اصلی همین آزادی های مشروع در عرصه های مختلف است. قطعا خود کشورهای غربی اگر با مشکلاتی که به ما وارد میشود، دست و پنجه نرم می کردند، همین ایراد ها هم به آنان وارد میشد. البته بازهم اینجا مجال گفتگو بر این موضوع نیست.


🔹 اما بحث حریم شخصی افراد موضوع مورد اهمیتی است که دستگاه های کشور باید به آن بیندیشند که در شرایط فعلی در تلگرام هیچ تضمینی برای آن وجود ندارد. 


🔸 چراکه در نوشته های قبل به آنان اشاره شد و حداقل عدم امنیت به عنوان یک احتمال هرچند در سطح متوسط دیده می‌شود.مباحث قانونی آن و جرائم فضای مجازی مطابق با قانون و درصد های ارائه شده در این خصوص حجت را در این موضوع تمام میکند. (آمارها از 46 الی 70 درصد متغیر است)


🔺 در پـایـان با وجود تمام این مسائل، تصمیم گیری پیرامون فیلترینگ آن به عهده مراجع قانونی آن است و جا دارد اشاره به این موضوع بشود که عدم شفافیت دقیق قانونی بعضا یک معضل است. یعنی مرجع دقیق برای تصمیم گیری کیست و آیا قوه قضائیه اجازه ورود دارد یا خیر؟ که اینها باید از لحاظ قانونی شفاف سازی شود.


🔹اما با گذشت از همه اینها، مهم ترین موضوع تقویت پیام رسان های داخلی و اعتمادسازی به حق آنان در میام احاد مردم است. صحبت و بحث های گوناگون پیرامون تلگرام و مباحث آن گرچه مثبت است، اما مارا به جایی در جهت اهداف ملی نمی رساند. حتی اگر برآیند فیلتر را در نهایت امری منفی در نظر بگیریم.بلکه باید به موضوع اهمیت پیام رسان های داخلی و گفتمان آن پرداخت و در جهت رشد آنان و شفافیت مباحث مرتبط قدم برداشت.

🌹


فاطمه فاطمه است!

نگاه اجمالی به کتاب فاطمه فاطمه است، برگرفته از سخنرانی دکتر علی شریعتی در حسینیه‌ ارشاد - سال 1349

{ شخصیت زن و حضرت فاطمه زهراء (س) در دیدگاه مرحوم دکتر علی شریعتی }



🔸 شناخت حضرت فاطمه (س) و بررسی ابعاد مختلف معنوی ، اجتماعی و عرفانی ایشان، آنهم با کنار هم قرار دادن چند جمله و چندین کلمه، نه تنها آسان نیست، بلکه تا حدودی ناممکن است. مرحوم دکترعلی شریعتی با ساعت ها سخنرانی در حسینیه ارشاد و بررسی های گسترده مدرنیته و زن امروز غربی، زن سنتی و در نهایت حضرت فاطمه (س)، سخن گفتن از فاطمه (س) را دشوار می‌داند. شریعتی که ما او را با سخنان بی‌پروا، جسورانه و واقع‌گرایانه می‌شناسیم، وقتی سخن از فاطمه (س) و ترسیم شخصیت این بانوی بزرگوار می‌شود، اینطور خود را ناتوان می‌خواند.

🔹 شریعتی کلامش پر از مصداق برای تفهیم مفاهیم به شنونده یا خواننده است و در قدم اول به ما نشان می‌دهد که جوامع نیازمند پویایی هستند و ما نمی‌توانیم با تفکرات کهنه و سنتی که گاها مبنای اسلامی هم ندارند، جامعه را از این تغییر بازداریم و یا آن را انکار کنیم. بلکه باید ابتداعا به آن اعتراف، سپس آن را به سمتی که می‌خواهیم هدایت کنیم تا خدایی ناکرده تغییرات غلط برما مسلط بشوند. و این نیاز به تغییر واقعیتی است که شدت آن هر روز بیشتر می‌شود. او روش و سنت پیامبر (ص) را برای ما ترسیم میکند. نه کلام و رفتار خاص پیامبر در مواجهه با رویدادی، بلکه روش رفتاری کلی پیامبر اسلام (ص) برای انقلاب در سنت‌های غلط و آلوده به جهل، در حین نگهداری از فرم و ظاهر سنت‌ها. یعنی انقلابی عمل کردن برای درونیات و نه ظاهرها (تا جای ممکن) و زدودن جهل ها.

🔸 سپس با بحث مدرنیته، تجددگرایی و چهره زن امروز غربی مواجهه هستیم که دنیای سرمایه‌داری و استعمار، با دست های مرموز، پنهان و در حین حال گاها معلوم، سعی دارد زن و شخصیت او را در دنیا و خصوصا امروزه، در جوامع اسلامی، به سمت تبدیل به یک موجود مصرف کننده کالای مدرن ببرد و در نهایت برده خویش سازد. زن امروز غرب، همان عکس العملی است از جاهلیت های قرون وسطا که نه تنها آزادی های اجتماعی، بلکه آزادی های معنوی او را سلب کرده بودند و این به صورت عقده به دلیل عدم واقع‌بینی در آن دوره، جمع شد و نتیجه ‌ش آنست که امروز شاهدش هستیم.

🔹 در گذشته ازداوج زن و مرد بنا بر دلایل مختلفی چون عامل جنسی، عامل عاطفی و عشق، پیوند اجتماعی و یا سنت شان، بود. امروز در جامعه‌ی بعد از بلوغ، چون آزادی جنسی در اختیارشان است، خودشان رو مقید و متعهد به یکدیگر نمی دانند. همین موجب تنهایی است. در سطح های مختلف اعمال غریضه کردند، و بعد به دنبال سایر غرایص مانند، حب به ذات، شهرت ، ثروت و ... میرود. امروز در غرب زن موقع احساس خطر و مرد موقع خستگی از غریضه جنسی، به سمت ازدواج میروند و در آغاز خستگی، خانواده تشکیل میشود و به جای اینکه در احساس و شدت و عشق و ایده آل، خانواده را تشکیل بدهند و بودنشان برای یکدیگر تپش ایجاد کند، همه چیز از قبل برایشان حل شده است و هیچ چیز برایشان تازگی ندارد. آیا اسم چنین چیزی را میتوان نظام خانواده گذاشت؟ وقتی که از لحاظ اقتصادی، عاطفی و همه چی از هم مستقل هستند و فضاهای بهتری برای وقت گذراندن دارند. وقتی اصالت برای اقتصاد ، تولید و مصرف گرایی است، زن به عنوان رویا ، پیوند تقدس دیده و تلقی نمیشود. بلکه کالای اقتصادی میشود. هنر هم براساس سفارش نظام سرمایه داری ذات خود را که زیبایی ، روح و احساس بود، به آن جنبه ی بازاری، زیربنای زندگی انسان به ظاهر آگاه و روشن امروز، رئالیستی بدهد و به مردم عرضه کند. حال همان هنر ، زن را به شکل یک بعدی برای تبلیغات، جلب نظرهای دیگران، ایجاد احساسات مصنوعی، کشتن احساسات و معنویات ظاهر کرد. اگر زن یک اسیر محروم در قرون وسطا بود، امروز مدرنیته آن را به شکل اسیر آزاد در آورده است!

🔸 اروپا و غرب خواستار تغییر جامعه‎ی شرقی و اسلامی است. چرا؟ برای غارت ما و برای سوار شدن به اندیشه ما و تسلیم ما. یعنی هم غارت مادی و هم معنوی! وقتی که نتوانستیم تاریخ غنی و پر افتخار معنویِ اسلامیِ خود را بنشناسیم، دین را سطحی و خرافی شناختیم، زندگی خود را زشت و منفور تصور کردیم ، تبدیل به یک ظرف خالی و آماده پذیرش و حتی نیازمند تفکرات استعماری شده‌ایم تا هرطور استعمار خواست، غارتش کند. یک بعدی و مصرف گرا بارش بیاورد. به او کالای فکری نمی دهد (معنویات حقیقی و صحیح) و کالای مادی میفروشد تا نظام سرمایه داریش غنی تر بشود. زن در کشورهای اسلامی به عنوان عامل بسیار بزرگی که میتوانست را سنت هارا، روابط اجتماعی، اخلاق را و ارزش های معنوی را زودتر از همه تغییر بدهد چرا که زیرا روح حساسی دارد و زودتر پذیرای تمدن جدید است و از طرفی گاها به دلیل تفکرات و سنت های غلط افراطی حتی از معنویات اسلامی، هم محروم است (بدین شکل که مردان میخواستد عصمت و تقوا و استقلال زنان را با دیوار و زنجیر حفظ کنند. و نگاهشان به زنان نه به عنوان یک انسان و شعور و پرورش بود و او را محروم از همه چیز کردند. حتی از اسلام و درس و دین و شناخت مذهب خودش. همینطور زن میبیند مرد به مجالس مختلف میرود، کسب تجارب میکند، تفریح میکند و ... اما مرد به او میگوید ناقص العقل است!). به نقل حضرت علی (ع) برای اینکه ظلم به وجود بیاید دو چیز لازم است : یکی ظالم و یکی ظلم پذیر! که هردو دارند به یکدیگر کمک میکنند.

🔹 این چنین میشود که آماده پذیرش هرگونه آزادی حقیری می‌شود. این عقده ها جمع میشود. اینکه به نقل شریعتی در سال 49، در تهران مصرف کالاهای آرایش و موسسات زیبایی پانصد برابر شده بود! جوان اقتضای تفکر تازه، سواد، فرهنگ، امکانات اجتماعی، اقتصاد جدید، روابط اجتماعی جدید را دارد و باید شرایطی ایجاد کرد که در جوامع اسلامی که باید تازگی وجود داشته باشد. وقتی بحث واقع بینی میشود یعنی آنطور که خودم میخواهم در جامعه‌ی اسلامی تغییر ایجاد کنم و تسلیم این همه تهاجمات تفکرات استعماری و سرمایه داری و نباشم. یک سری سنت ها که در قالب های جدید درآمده اند ، اشباع شده اند . خود زنان هستند که سرنوشت آینده خودشان را در کشور تعیین میکنند و آنچه تحمیل میکنند را نپذیرند.

🔸 شریعتی سیمای زنی را ترسیم میکند که به قول خودش ما هیچ نمی شناسیم. در بین اینهمه اشتباهات گذشته خودمان و کج‌فهمی ها، اینهمه تهاجمات غربی و تفکرات استعماری که عکس العمل گذشته معیوب خودشان است و در زیر تکرار ها و مدح ها و شعر ها، شخصیت واقعی ایشان مجهول مانده است. بزرگی فاطمه زهرا (س) نه تنها به دلیل فرزند پیامبر (ص) بودن، چرا که پیامبر اسلام (ص) فرزندان دختر دیگری داشته است. نه تنها به دلیل همسر علی (ع) بودن چرا که حضرت علی (ع) نیز همسران دیگر نیز داشته است. بلکه هم پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) به ایشان و شخصیت شان احترام بسیار جدی و از نوع خاصی می گذارند. در جامعه آن روز عرب که نگاه ها نسبت به زنان و دختران آنگونه جاهلانه بوده، پیامبر اسلام (ص) هر روز از کنار خانه حضرت فاطمه (س) رد می‌شود و به داخل خانه سلام میدهد. فرزندان حضرت علی (ع) از فاطمه (س) را میگویند بنی فاطمه و غیر از آن را میگویند بنی علی. اینها در تاریخ ما گوشه‌ای از ارزش این بانوی نمونه اسلام را نشان میدهند.

🔹 فاطمه (س) بزرگترین شخصیتی که با روح عظیم خودش، همراه و یار تنهایی ها و رنج های عظیم حضرت علی (ع) در تمام دوران هاست! فاطمه (س) بیش از هرکس خطر انحراف جامعه ی اسلامی را احساس کرد و جلوی آن به قدری محکم ایستاد، که علی (ع) تا فاطمه (س) زنده بود، نمیتوانست با کسانی که حق او را غصب کرده بودند، مماشات بکند. و به حضرت علی (ع) گفت که هرگز نگذار اینها حال مرا بپرسند و به دیدار من بیایند. برای اینکه وفات فاطمه (س) بعنوان دختر پیامبر (ص) ، وسیله تبلیغاتی چنین حکومتی قرار نگیرد. موقعی که بلافاصله حکومت تغییر کرد و کودتای انتخاباتی صورت گرفت و علی (ع) تنها ماند، تلاش های حضرت فاطمه (س) دقیقا نشان دهنده تیپ و شخصیت یک زن نمونه اسلامی است. ایشان در دل شب و در کوچه های مدینه، به درِ خانه های یکایک شخصیت های سیاسی موثر در آن انتخابات ظالمانه، می‌رود و خواهان بازپس گیری حق علی (ع) میشود. این رفتار شگفت انگیز فاطمه (س) است! از فاطمه (س) سخن گفتن خیلی دشوار است. اینهمه فضیلت و رشادت و شجاعت را نام بردن باز هم کفایت ذره ای از جنبه های معنوی ایشان را نمیکند. و این جمله ی پایانی معروف شریعتی است که میگوید:

نمی‌دانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟ خواستم از "بوسوئه" تقلید کنم، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی، از "مریم" سخن می‌گفت. گفت، هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده‌اند. هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملتها در شرق و غرب، ارزشهای مریم را بیان کرده‌اند. هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان، در ستایش مریم همه ذوق و قدرت خلاقه‌شان را بکار گرفته‌اند. هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان، چهره نگاران، پیکره سازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندیهای اعجازگر کرده‌اند. اما مجموعه گفته‌ها و اندیشه‌ها و کوشش‌ها و هنرمندی‌های همه در طول این قرنهای بسیار، به اندازه این یک کلمه نتوانسته‌اند عظمت‌های مریم را باز گویند که:

"مریم مادر عیسی است". 
و من خواستم با چنین شیوه‌ای از فاطمه بگویم، باز درماندم
خواستم بگویم: فاطمه دختر خدیجه بزرگ است دیدم که فاطمه نیست. 
خواستم بگویم که: فاطمه دختر محمد (ص) است دیدم که فاطمه نیست. 
خواستم بگویم که: فاطمه همسر علی است دیدم که فاطمه نیست. 
خواستم بگویم که: فاطمه مادر حسنین است. دیدم که فاطمه نیست. 
خواستم بگویم که: فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست. 
نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست. 
فاطمه، فاطمه است...

تصویر از هادی حیدری - 95/3

توضیحات تکمیلی پیرامون گفتگوی دکتر عراقچی در جهان آرا


بسم الله الرحمن الرحیم

🔸 در متن گذشته، قسمتی از تحلیل‎های این حقیر نسبت به گفتگوی دکتر عراقچی در برنامه جهان آرا، نیمه کاره ماند که لازم میدانم در آن را تکمیل کنم. نسبت به قسمت دوم تحلیل پیشین، پیرامون مسائل اقتصادی ، شُبهه بنیاد های آمریکایی (سوروس و راکفلر) و جاسوس هسته ای کاملا قابل تصور است که چنین مسائلی هرگز در یک برنامه‌ی زنده ای که ممکن است تبعات جهانی داشته باشد و زیر ذره‌بین تحلیل‌گران است، مطرح نشود. از طرفی عملکرد دکتر یامین پور که ایشان را مجری بسیار توانایی میدانم، اما در زمانبندی و کنترل این برنامه چندان موفق ندیدم. 

🔹 بنده کاملا معتقدم که نقد باید منصفانه و دلسوزانه باشد. اگر طرفی بخواهد کاملا برجام را بی نقص بداند و جانانه از آن دفاع کند و طرف دیگری بی انصافانه فقط قصد کوبیدن و زیرسوال بردن آن را داشته باشد، قطعا هیچ یک مورد پسند عقل و منطق آدمی نیست. حتی ممکن است خواسته های دشمنان اسلام و انقلاب عزیزمان را برآورده کند و موجب ایجاد ناامیدی در مردم بشود. حقایق آن است که هم حُسن و خوبی های یک مسئله را دید و هم معایب آن را. شفافیت های خوبی صورت گرفت. پیرامون فروش نفت و بیمه های نفتی، مسائل بانکی و ارز، کاهش خطر سرمایه گذاری در ایران در بین الملل بحث های خوبی صورت گرفت که البته تایید نهایی آنها به وسیله گفتگوهای کارشناسان اقتصادی است. گرچه راجع به واردات از فرانسه و مسائل خودرو، بیمه های انگلیسی با وجود توانایی های داخلی و ... ، هنوز هم جای صحبت زیاد است. 

🔸با وجود تمام این مسائل نباید فراموش کنیم که هرچقدر بگوییم برجام بد یا خوب است، موقعی میتوان آن را به عنوان دستاورد نگاه کرد که به شعار و هدف اصلی خود یعنی تغییر در معشیت زندگی مردم عمل کرده باشد. اگر زندگی مردم و وضع اقتصاد مردم در نهایت بهتر نشود و از طرفی سیستم هسته ای خود را تا حد قابل توجهی کاهش داده باشیم و در شرایطی که دنیا به نفت با کیفیت ما درهرصورت نیاز خواهد داشت، سبب واردات محصولات اروپایی و نجات آنان از برشکستگی شویم، دیگر نمیتوان نام آن را دستاورد گذاشت. اما واقعا خالصانه امیدوارم که چنین اتفاقی بیوفتد و وضع مردم بهتر شود.

و من الله التوفیق

پیرامون گفتگوی دکتر سید عباس عراقچی در برنامه جهان آرا

بسم الله الرحمن الرحیم


"پیرامون گفتگوی دکتر سید عباس عراقچی در برنامه جهان آرا - مورخ ۹۶/۱۱/۹"

دریافت فایل کامل ویدئویی گفتگو

متن کامل گفتگو


🖋 امیرعلی صادقی


🔸 گفتگوی امشب شاید نه چندان که باید جنجالی و شورانگیز نبود و مجری برنامه آقای دکتر یامین پور فرصت مطرح کردن اکثر شبهات مربوطه را پیدا نکردند. در اولین نگاه میتوان دید که دکتر عراقچی و دکتر یامین پور، هر دو به ترتیب به عنوان مدافع و منتقد مقابل یکدیگر نشسته بودند و همین باعث میشد طرفین کمی یکطرفه عمل کنند. هر موضوعی که به عنوان پرسش یا شبهه مطرح میشد، دکتر عراقچی سریعا موضع دفاع میگرفتند. در صورتی که به صورت حداقلی باید این پذیرش وجود داشته باشد که برجام بی نقص نیست و نمی توان گفت این توافق و یا اصلا هر توافق دیگری عاری از نقص است. 


🔹 از طرفی موضوعات اقتصادی برجام، پرونده جاسوس هسته ای، شبهات موجود پیرامون متن برجام و گروه بین المللی بحران که تحت حمایت دولت آمریکا و بنیاد سوروس است، و همینطور کمک های بنیاد راکفلر و حضور شخص هومان مجد در مذاکرات، مطرح نشد. که البته قبل ترها نیز چنین مسا‌ئلی هرگز در حضور مقامات ایرانی مطرح نشده بودند. حتی اگر این مسائل از نظر گروه مذاکره کننده خیلی ارزش معنوی ندارد و جنبه ژورنالیستی دارد، بازهم به عنوان شبهاتی مطرح است که به شخصه حقیر پاسخ های چندان قانع کننده ای برای آن نیافتم. دکتر عراقچی همچنان معتقد بودند که ما در نشست وین نسبت به ژنو عقب نشینی نداشتیم اما چندین بار به نقض برجام و البته نه نقض فاحش،  توسط آمریکا اشاره کردند. موضوعی که دکتر یامین پور بارها سعی کرد از طرق مختلف بگوید اما بازهم دکتر عراقچی شاید متوجه آن نشد، این بود که آنها برجام را نقض میکنند و تن ما در اینجا از این موضوع می لرزد. درحالی که ما اگر چنین عملی را انجام دهیم یعنی نقض معمولی و نه فاحش برجام، معلوم نیست آنها چه جنجالی به راه بیندازند. همینطور اشاره به موضوع عدم امکان برگشت ما از برجام توسط دکتر یامین پور مطرح شد که دکتر عراقچی معتقد بودند چنین چیزی کاملا امکان پذیر است. البته از نظر حقیر، بخشی از سخنان ایشان قانع کننده و بخشی دیگر چندان منطقی نبود. 


🔸 اشاره دکتر عراقچی به موضوعیت اصلی مذاکرات به عنوان "داشتن حق مسلم هسته ای" (پس گرفتن این حق بین المللی) و نه "رفع تحریم ها" شاید درست باشد اما قانع کننده نیست. چرا که تمرکز رسانه های نزدیک به دولت به شدت روی قضیه تحریم ها بود و این را به عنوان دستاورد دولت بارها در پیش از انتخابات مطرح کردند و استفاده تبلیغاتی لازم را از آن بردند. گرچه اگر فرض را بر این بگذاریم که خواست دولت این نبوده،  اما به هرحال در ذهن مخاطبان این فرض کاملا تداعی شده است. به گفته دکتر عراقچی برای اولین بار، توضیحات و شفاف سازی های خوبی پیرامون آب سنگین اراک انجام شد و ان شاءالله در آینده بیشتر شاهد این شفافیت ها در رسانه ها باشیم. همینطور پیرامون آژانس بین المللی انرژی اتمی که بارها تعهد ایران به برجام را تایید کرده است، بر ایران نظارت میکند اما به راستی چه نهادی به انجام تعهدات طرفین برجام و به خصوص طرف آمریکایی نظارت میکند؟ که طبق پاسخ دکتر عراقچی متاسفانه هیچ نهاد بین المللی برای اینکار وجود ندارد و چنین تصمیم گیری هایی به عهده خود ایران است. ایشان اعتقاد داشتند که ایران بعد از برجام مقتدر تر شده است و تا زمانی که همچنان برجام برای ما نفع داشته باشد، در آن خواهیم ماند.


🔹 در نهایت شاید بنده حقیر به عنوان یک شخص خارج از گود (نسبت به ذهنیت آقای عراقچی و تیمی که مستقیما در جریان قضایا بودن) ، نتوانم آنچنان که باید، نفع های برجام را ببینم و تنها زمان و بررسی های دقیق ترِ چندجانبه آن را مشخص خواهد کرد. اما نفع نهایی برجام موقعی اتفاق خواهد افتاد که در زندگی و معشیت اقتصادی مردم که شعار اصلی برجام هم بود (حداقل در رسانه ها)، تغییری حاصل شود. یعنی تاثیر آن در وضعیت کارگران، اشتغال، کارمندان و طبقه متوسط به پایین جامعه اسلامی ما، به صورت حداقلی دیده بشود. 


و من الله التوفیق

ساقیا از سر بنه این خواب را / آب ده این سینه‌ی پر تاب را

instagram : @asadeghi_ir
Twitter : @Sadeghi_ir
Designed By Erfan Powered by Bayan