بلاگ اشــــراق | امیرعلی صادقی

ما هنوز در ادامه راه کربلا و شهیدان هستیم ... | فلسفه و حکمت | سیاست و تحلیل | اندیشه اسلامی


سفرنامه | Travelogue

سفرنامه | Travelogue

(تابستان ۹۷)

🔸️ سپاس خداوند بزرگ و بلند مرتبه را که رحمت بی پایانش شامل حال همگان است. به راستی که توفیق سفر ، حرکت ، جستجو و گذار کردن، توفیقی است بسیار بزرگ و ارزشمند که می‌تواند رشد دهنده و تعالی دهنده باشد. ماهیت و درون مایه سفر و سفر کردن، بسیار جالب توجه است. سفر همراه است با حرکت و حرکت امری است که انسان را متحول می سازد و به جنب و جوش وا می‌دارد. هر سفر تجربه‌ای است و زندگی مملو است از تجارب. زندگی فرصتی ست گذرا برای بدست آوردن و کسب همین تجارب و مهارت ها و علوم.


🔹️ طبق آنچه در تعریف سفرنامه آمده است، سفرنامه عبارت است انتقال احساسات ، تجربیات، دیده ها، رخداد ها و شنیده ها از سرزمینی که به آن سفر شده است. فضا و امکانات اینستاگرام برای این موضوع واقعا عالی ست.

(صفحه‌ asadeghi_ir@)


🔸️ آغاز سفرها از چندی پیش به سوی خرم آباد آغاز شد. متاسفانه به دلیل غفلت، دیتا و اطلاعات خیلی زیادی نتوانستم از آنجا بگیرم و به جستجو بپردازم یا عکس خاصی در دست داشته باشم. البته سفر هم خیلی عجله ای و ناگهانی بود و فرصت چنین اموری نبود. سپس در مسیر تبریز، یک روز در تهران توقف کردم و یکی دو تن از رفقای قدیم را دیدم. البته مجال شرح این ماجراها الان نیست. چرا که این متن تنها مقدمه ای است.


🔹️ حالا امروز که در تبریز هستم، تصمیم گرفتم تا آنچه در تعریف سفرنامه آمده است را به انجام برسانم. البته به اینجا هم ختم نمی‌شود. سفرهایم در آستانه‌ی شمالی کشور و گذر از بسیاری شهر ها ادامه پیدا می‌کند. سپس شاید به مشهد رفتم و رفقایی که در طرح ولایت مشغول تحصیل علم هستند را ملاقات کردم. و بعد هم چند روزی مهمان در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی زنجان و شهرکرد خواهم بود. شاید هم سفر دیگری پیش آید ...


🔸️ پی نوشت: در اکثر این سفرها یا مهمان هستم، یا در شهرها توقف و اسکان دائم نخواهم داشت و مدام در حال گذر هستم. پس خبری از جیب پر پول و دل بی غم نیست. آنچه را میبینم صادقانه و دوستانه نمایش و گزارش می‌دهم. غذاها را نشان نمی دهم و فخر فروشی نخواهم کرد. فقط و فقط اشتراک تجارب و دوست داشتتی ها را انجام خواهم داد. یاعلی



نقل قولی از ارسطو | Aristotle#

🎥 تماشا کنید | نقل قولی از ارسطو - Aristotle#
 

دریافت با کیفیت بالا
مدت زمان: 15 ثانیه 

منتشر شده در استوری صفحه اینستاگرام asadeghi_ir@

 


روز خبرنگار گرامی باد | Mahmoud_Saremi#

🎥 تماشا کنید | روز خبرنگار گرامی باد - Mahmoud_Saremi#
 

دریافت با کیفیت بالا
مدت زمان: 15 ثانیه 

منتشر شده در استوری صفحه اینستاگرام asadeghi_ir@

 


نقل قولی از سهروردی | Suhrawardi

🎥 تماشا کنید | نقل قولی از سهروردی
 

دریافت با کیفیت بالا
مدت زمان: 15 ثانیه 

شرح حال ، فلسفه و آشنایی با سهروردی، فیلسوف بزرگ ایرانی و اسلامی، بزودی در بلاگ اشراق ...

منتشر شده در استوری صفحه اینستاگرام asadeghi_ir@


نگاهی کوتاه به "بیگانه" اثر آلبر کامو | L'Étranger


نگاهی کوتاه به "بیگانه" اثر آلبر کامو | L'Étranger By albert camus 📙

🔹 "بیگانه" اثر آلبر کامو را خواندم. با وجود حجم اندکش،کمی بیش از حد انتظار خواندنش طول کشید. کتابی که بنظرم در محافل روشنفکرانه‌ی امروزی ما جایگاه خاصی دارد. کافی‌ست وارد یک کافه شوید، با جمعی از نواندیشان بنشینید و اندکی از کامو و توصیفات کتابش حرف بزنید، تا ببینید چگونه شمارا تشویق می‌کنند و مجذوب شما شده اند. حال این که اصلا او را چقدر می‌شناسند، خدا داند! نیازی نیست که با عمیق ترین مفاهیم فلسفی و روانشناختی آشنا باشید تا متون این کتاب را درک کنید و یا به جایگاه آن و نویسنده‌ش پی ببرید. او این کتاب را زمانی نوشت که کشورش، یعنی الجزایر، درگیر تضادهای فرهنگیِ غربی و عربی بود. زمانی که الجزایر، هنوز مستعمره‌ی فرانسه بود و افکار نواندیشانه‌ی غربی، سنّت و فرهنگ عربی را گوشمالی میداد. کامو در چنین جامعه و اجتماعی رشد یافته بود. حال که کشور عزیز خود ما هم در برهه ای حساس (از نظر تقابلات سنت و مدرنیته) و نه چندان بی شباهت با دوران کامو قرار دارد، شاید احساس ارتباط میان جوانان امروزی و توصیفات او، خیلی هم عجیب نباشد. شناخت کامل شخصیت و گرایشات "کامو" نیازمند به مطالعه‌ی بیشتر آثار و رفتار او دارد. در "بیگانه" با کمی دقت قابل تشخیص است که این رمان، درد و دل شخصی اوست. یعنی اجتماعی که او در آن رشد پیدا کرده و تصورات و اندیشه‌ هایی که با آن درگیر است. در حقیقت ما بخشی از وجود آلبر کامو را می‌خوانیم.

🔸 با اینکه شخصیت اصلی کتاب، یعنی مورسو، در بسیاری از مواقع رک و راحت حرف می‌زند، قضاوت درباره ی او کمی دشوار است. چرا که شخصیتش مملو از تضادهایی است که در طول داستان به چشم می‎خورد. به راستی که شخصیت عجیبی ست. شاید در لحن بی تفاوتش، جملاتش گاها منطقی بنظر برسد، اما عمیقا او اینگونه نیست. با اینکه در ظاهر، رفتارش با دیگران این را نشان نمی‌داد اما در درونش همیشه غوغایی بود. البته نه غوغایی ناشی از تحولات مثبت و شوق نسبت به زندگی. اتفاقا او در طول داستان کاملا شخصیتی پوچ‌گرا و بی هدف است. بلکه غوغایی به خاطر تفکرات پریشان و متضاد. اصلا خود کامو پیرو مکتب سورن کییرکگور یعنی اگزیستانسیالیسم بود و گویی با نیهیلیسم خو دوستانه گرفته بود. کتاب او حقیقتا خیلی هم عمیق نیست. بلکه تلاشی است برای نشان دادن همان تضادهای درونیش که پاسخی برای آنها پیدا نکرده بود.

🔹 صداقت کلام شخصیت مورسو و اعتقاد عملی‌ش به بعضی از مسائل اخلاقی، قابل تقدیر است. یعنی هرآنچه که به ذهن او خطور می‌کرد، صادقانه می‌گفت. اما در حین حال غرور، تعصب و لجبازی در او دیده می‌شد. این موضوع آنجایی جالب تر می‌شود که این شخصیت اصلا هدفی در زندگی ندارد و به هیچگونه اعتقادات مذهبی معتقد نیست اما عمیقا اخلاق را دوست دارد و بارها به آن اشاره می‌کند. در طول کتاب به صورت ناخودآگاه بعضی از مسائل فطری را بیان می‌کند و برای خوب و بد ارزش قائل است. مثلا دوست ندارد که او را (به دلیل جرمش) گناهکار خطاب کنند و خود را بی‌گناه میداند. یا از مسائلی همچون عدل و عدالت صحبت می‌کند که ناشی از اعتقاد عمیق او به این موضوع است. چیزی که به راحتی می‌توان دریافت این بود که او به راستی "بیگانه" است. بیگانه نسبت به رفتارهای مردم و جامعه که دلیل آن رفتارها را بعضا متوجه نمیشد و غیرعادی می‌خواندشان. البته احساس میکنم او شخصیتی تنبل است. گاها هم بی‌حوصله. طبیعی هم بنظر می‌رسد. انسانی که زندگی را بی‌هدف دنبال می‌کند و به آفریدگاری اعتقاد ندارد، چرا باید مدام در تکاپو باشد و به زندگی ارج بدهد؟ هرگز دنبال تکمیل مبانی اعتقادی خود نمی‌رود و زود قضاوت می‌کند. جالب اینجاست که همین شخصیت در اواخر داستان، بسیار بابت مجازات سنگینش، به تکاپوی درونی می‌افتد و با اینکه می‌گوید " فرقی نمی‌کند انسان بیست سال زندگی کند یا هفتاد سال " و سرانجام همگان را نابودی می‌خواند، اما با فکر به مرگ، روحیه‌ش بسیار پریشان‌ حال می‌شود و به فکر فرجام خویشتن است. گرچه به صورت شگفت انگیز و تعجب آوری، در آخر کتاب از عاقبت خود احساس خوشبختی و رضایت می‌کند!

🔸 نمیدانم مشکل از ترجمه‌ی کتاب بود یا خود نویسنده. ترجمه های مشهور تری از نسخه‌ای که من خواندم هم وجود داشت اما به هرحال گاها توصیفات کتاب عجیب بنظر می‌رسید. یعنی هرچقدر هم در هزارتوی اندیشه فرو بروی، بازهم بعضی از توصیفات را نمی توانستی درک کنی و آن را در ذهن متصور بشوی. شاید این هم یکی از دیگر دلایل "بیگانه" بودن این فرد است. نمی‌خواهم بگویم این کتاب، کتاب خوبی نیست یا ارزش خواندن ندارد. چه بسا اندکی با مسائلی که مطرح می‌کند، ذهن مارا برای دوباره اندیشیدن بعضی از اعتقادات تحریک کند، اما نه آنقدر فلسفه قوی، عمیق‌ و مستدلی دارد که بتوان به خاطرش سبک زندگی و اندیشه را تغییر داد. و نه چهارچوب منظم فکری که بتوان به آن تکیه کرد. شاید نهایتا برای برخی از افراد که اینگونه زندگی می‌کنند، احساسات مشترک و خوشآیندی به وجود بیاورد که بنظرشان نویسنده‌ای درونیات آنها را خوب به تصویر کشیده. اگر عمری بود و قسمت شد، بعدها نقد مفصل‌تری خواهم نوشت.


گاهنامه جوان انقلابی | شماره ۳

جوان انقلابی شماره ۳

گاهنامه فرهنگی، سیاسی، اجتماعی جوان انقلابی | سال دوم | شماره سوم | تیر ماه ۱۳۹۷


صاحب امتیاز و مدیر مسئول : جعفر عسکری شهید / سردبیر : مجتبی قنبری

دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)


دریافت
حجم: 3.41 مگابایت
توضیحات: جوان انقلابی | شماره سوم


"الفِ" اقتصاد، "میمِ" مقاومتی | مروری کوتاه بر موضوع اقتصاد مقاومتی

💠 "الفِ" اقتصاد، "میمِ" مقاومتی 💠

🔹 با کمی مقدمه آغاز می‌کنم. همگی‌مان در طول شبانه روز، با مسائل اقتصادی سر و کار داریم. از مغازه خوراکی می‌خریم، نیازهای اولیه مان را تهیه می‌کنیم، ممکن است گاهی وسیله نقلیه، مسکن و ... اجاره کنیم یا بخریم و یا حتی به صورت مستقیم خودمان فروشنده کالا یا خدماتی هستیم. اینها همگی بخشی از سیستم اقتصاد که البته به عنوان "اقتصاد خرد"" مطرح می‌شوند.

🔸 در طرف دیگر ماجرا "اقتصاد کلان" قرار دارد که وظیفه آن تحلیل گسترده‌ی موضوعاتی همچون نرخ تورم، بیکاری، میزان رشد یا افت اقتصادی و سیاست های پولی و مالی است. خیلی خب، حالا چه کسانی و چه ارگان هایی باید این اقتصاد کلان را مدیریت و سیاست های آن را هدایت کنند؟ بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی از مهم ترین آنها می‌باشند. مثلا با توجه به عرضه‌ی فروشندگان (کالا یا خدمات) و تقاضای مشتریان، کنترل بازار را در دست داشته باشند و اقتصاد کشور را به حد تعالی خود برسانند. حد تعالی اقتصادی چیست؟ یعنی آنکه سرمایه و قدرت خرید ملت هر روز روند افزایشی داشته باشد و به قولی سفره و جیب مردم، بزرگ تر بشود و از طرفی با توجه به آرمان های انقلاب ما، بحث عدالت و اختلاف طبقاتی، کاهش پیدا کند. این یعنی حرکت به سمت یک اقتصاد مطلوب. اصلا وظیفه‌ی این نهادها همین است. اما چرا امروز وضعیت دیگری داریم؟


انسان معلق ابن سینا | #برهان_انسان_معلق

💠"انسان معلق" ابن سینا💠

🔹بوعلی در کتاب شفاء و کتاب اشارات خود، به بیان این برهان پرداخته است. با کمی مقدمه شروع میکنیم. کار حواس چندگانه ما چیست؟ واضح‌ترین تعریف آن این است که این حواس اطلاعات را از محیط پیرامون می‌گیرند و به مغز می‌رسانند. کار مغز چیست؟ مغز این اطلاعات را، تجزیه و تحلیل می‌کند. حال چگونگی این تجزیه و تحلیل‌ها جای بحث دارد. خواندن، شنیدن، لمس کردن، دیدن و ... همگی از این قبیل دریافت ها هستند. خب این یعنی چه؟ به این‌ها علومی ‌می‌گویند که با واسطه برای ما حاصل می‌شوند، یعنی حصولی اند.

🔸حال در طرف دیگر ماجرا در اولین مرحله می‌خواهیم بدانیم اگر این حصول برای ما اتفاق نمی‌افتاد، آیا بازهم وجود و هستی خود را درمی‌یافتیم یا خیر؟ آیا انسان پرسش "من کیستم و چیستم؟" را از خود شروع می‌کند یا از پیرامون خود؟ آیا انسان بدون تجربه و دریافت این حصول، بازهم به وجود خود پی می بُرد؟به شهود و دریافت بدون واسطه، حضور (علم حضوری) می‌گوییم.

🔹حکیم ابن سینا در کتاب شفاء و اشارات،برای ما تصور و تصویری به نام "انسان معلق" را ترسیم می‌کند. فرض کنید انسانی را که در هوا معلق است. هوایی که نه گرم است و نه سرد! اندام های انسان نه به زمین برخورد می‌کند و نه انسان به چیزی آویز است. انگشت های او یکدیگر را لمس نمی‌کنند. تا به حال هیچ چیز نشنیده است و هیچ چیز ندیده است! برای این انسان لغات معنی ندارند.هیچ پیش فرضی از چیزی ندارد. یعنی بدون کوچکترین ارتباطی با محیط خارج و پیرامون خود. حال آیا این "انسان معلق"، وجود خود را در می یابد یا خیر؟

🔸"انسان معلق" با شهود و حضور، خود را دارد و خود را احساس می‌کند. اما هیچ‌گونه تصوری از خود ندارد که چیست و کیست و هرگونه تصور دیگری.یا اینکه اصلا آیا این پرسش ها می‌تواند در ذهن او نقش ببندد یا خیر. البته این فرض و تنبیه ابن سینا، خود تصوری حصولی در ذهن ما ایجاد می‌کند. اما همین تصور برای ما تنبهی ایجاد می‌کند تا حضور را بهتر درک کنیم و به شهود نزدیک بشویم.یعنی انسان بدون واسطه خود را درک می‌کند.این برهان برای اثبات نفس آدمی نیز استفاده شده است.

🔹پ.ن: در اینجا جمله معروف دکارت که می‌گوید " Cogito ergo sum" یا به بیانی دیگر " می‌اندیشم، پس هستم"، خود جالب توجه است که دکارت خود به این شهود عقلانی تکیه کرده است برای بنیان نهادن مکتب فلسفی‌ش. اما بازهم این پرسش می‌تواند مطرح شود که انسان چون می‌اندیشد، هست یا اینکه چون هست ،می‌اندیشد؟و یا به بیان دیگر اندیشه نشان از هستی است؟ یا هستی، نشان از اندیشه؟


بـررسی اهمّیت روز قدس و مسئله "فلسطین" | #القدس_لنا

بررسی اهمیت روز قدس و مسئله فلسطین

«بسم الله الرحمن الرحیم»

🕌 بـررسی اهمّیت روز قدس و مسئله "فلسطین" 🕌

✒️ به قلم: امیرعلی صادقی

🔹همه‌ی انسان‌ها به صورت طبیعی و بالذات، هنگامی که مفاهیمی همچون "ظلم" و "ناعدالتی" به گوششان می‌رسد، احساس نارضایتی و ناراحتی می‌کنند. کیست که هنگام دیدن صحنه کتک خوردن کودکی بدست انسان قصیب القلبی، خشمگین نشود؟ اصلا چرا از ظلم به او خشمگین می‌شویم؟ یا که از کجا می‌فهمیم که به او ظلمی شده؟ چون می‌دانیم کودک ناتوان است. کودک توانایی دفاع از خودش را ندارد. اینجاست که به او می‌گوییم مظلوم! اما همین کودک ذاتاٌ دوست ندارد مظلوم واقع بشود. اگر در شرایطی برابر از لحاظ جسمانی با آن مرد قرار داشت، احتمالا با او مبارزه می‌کرد تا "حق" خود را بدست آورد. این یعنی خواهان "حق و حقوق" خود است! حالا اینکه حق چیست و چگونه می‌توان به درستی آن را تعیین و مشخص کرد، خودش بحث دیگری است.
🔸و بحث نمادها! در دنیای امروز ما نمادها، اهمیت بسیار دارند. البته نه فقط نمادهایی که در قالب شکل های هندسی هستند. بعضی نمادها در قالب یک رویداد، یک اتفاق و یک حادثه هستند.مثل همایش ها و راهپیمایی ها. حالا کار نمادها چیست اصلا؟ ابتدایی ترین کارشان، انتقال مفاهیم است. یعنی حامل و ناقل معنایی‌ست. موضوع به اینجا ختم نمی‌شود و بحث فقط انتقال پیام نیست. بلکه بعضا در لایه‌ی زیرین آن، اتفاقات دیگری هم در جریان است. از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و خصوصا سیاسی، حرکت‌های نمادین مانند راهپیمایی ها، تاثیراتی دارند که بسیار مهم هستند. چه بسا تاثیرات جهانی و بین المللی هم داشته باشند. روز قدس هم از همین دسته مسائل است.
🔹حال با گذر از این مقدمات، برسیم پرسش هایی اصلی که باید پاسخ داده بشوند. مثلا آنکه روز قدس چه روزی است و اصلا اهمیت آن در چیست؟ چرا اینهمه برآن تاکید می‌شود؟ آیا فقط نماد چیزی است یا اینکه تاثیرات عملی هم دارد؟ اصلا آیا مفهومی دارد و اگر دارد، چه مفهومی را می‌رساند که حائز اهمیت است؟ مبتکر و مبدع این روز و رویداد کیست؟ و بعد هم، سیر تاریخی سرزمین فلسطین و اینکه تا به امروز این سیر چگونه بوده است؟ ایدئولوژی و مواضع اسلام در چنین مسائل و مواقعی چیست؟ چرا این سرزمین نقطه‌ی استراژیکی است و اینقدر از لحاظ ژئوپلیتیکی دارای اهمیت است؟ نقل‌های بزرگان ما پیرامون فلسطین و مسئله آن، چگونه است؟

سالگرد رحلت امام خمینی (ره) | Imamkhomeini#

🔷 سالگرد رحلت عارف کامل و معمار کبیر انقلاب اسلامی، #امام_خمینی (ره) تسلیت باد.

🔶 محبّان و پیروان حقیقی راه امام، امروز کسانی هستند که راه او را شناخته‌اند، مسیر را می‌دانند، از افراط ها و تفریط ها نجات پیدا کرده اند و با وجود تمام سختی ها و مشکلات، به سمت قله در حال حرکتند.


دریافت
مدت زمان: 41 ثانیه 

ساقیا از سر بنه این خواب را / آب ده این سینه‌ی پر تاب را

instagram : @asadeghi_ir
Twitter : @Sadeghi_ir
Designed By Erfan Powered by Bayan